تبليغاتX
پایانه دانستنیها

پژوهشگران موفق به توليد لامپ‌هايي شده‌اند كه عاري از جيوه بوده و روشنايي بسيار بيشتري نسبت به لامپ‌هاي موجود در بازار دارد.

به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين لامپ‌هاي مايع مقرون به صرفه و سازگار با محيط زيست توسط شركت سياتل استارت آپ VU1 ساخته شده و ESL نامگذاري شده‌اند.

به گفته توليد كنندگان لامپ جديد كه فضاي اتاق را بسيار روشن‌تر مي كنند، اين لامپ‌ها از يك منبع الكترون منسجم تشكيل مي‌شود كه الكترونهاي متصل شده به يك شيشه پوشيده شده از فسفر را پرتاب مي كند. فسفر در اثر تماس سيگنالها را به نور روشن تبديل مي‌كند.

اين محصول يك لامپ 17 وات است كه طي يك پروسه سه مرحله‌اي كار مي‌كند.

مهمترين جذابيت لامپ ESL آن از كه عاري از جيوه بوده و همچنين انرژي زيادي را مي‌تواند در فرايند توليد روشنايي صرفه‌جويي كند.

يكي ديگر از نكات مثبت لامپ‌هاي ESL طول عمر آنهاست، به طوري كه مي‌توانند 6 هزار ساعت مفيد كار كنند كه بسيار طولاني‌تر از لامپ‌هاي التهابي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 6:53  توسط نوشیا  | 

در پي سانحه بي‌سابقه برخورد دو ماهواره ارتباطي مستعمل آمريكا و روسيه در مدار زمين و هشدار كارشناسان فضايي مبني بر احتمال برخورد بقاياي اين دو ماهواره با ساير ماهواره‌ها، مشاور پژوهشي سازمان فضايي ايران، احتمال برخورد لاشه‌هاي اين تصادف ماهواره‌يي با ماهواره ملي «اميد» را با توجه به اختلاف چشمگير مدار آنها بسيار ضعيف دانست.


دكتر امي در گفت‌وگو با خبرنگار «فن‌اوري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين كه ماهواره‌هاي زيادي در مدارهاي مختلف وجود دارند، اظهار كرد: همه ماهواره‌ها عمر مشخص و محدودي دارند و پس از اين كه عمرشان تمام مي‌شود، در فضا رها مي‌شوند و بر اساس قوانين كپلر احتمال برخورد ماهواره‌ها با يكديگر بسيار ضعيف است. مانند احتمال برخورد سيارات و كراتي كه در مدارات مختلف گردش مي‌كنند.

مشاور پژوهشي سازمان فضايي با بيان اين كه مدار ماهواره ملي «اميد» 55 درجه است، تصريح كرد: در فضا بي‌نهايت مدار وجود دارد و دليلي هم براي برخورد به هم ندارند.

وي ادامه داد: با توجه به اين كه مدار برخورد دو ماهواره آمريكايي و روسيه، 800 كيلومتري است، احتمال برخورد لاشه‌هاي آنها با مدار ملي «اميد» بسيار بسيار ضعيف است.

عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس با اشاره به اين كه لاشه‌ها و زباله‌هاي فضايي بسياري در ماوراي جو زمين وجود دارند به ايسنا گفت: زماني كه عمر ماهواره‌ها تمام شد در فضا رها شده يا با ورود به جو مي‌سوزند.

مشاور پژوهشي سازمان فضايي ايران، تصريح كرد: با توجه به پايين بودن مدار ماهواره ملي «اميد»، اغلب كشورها براي تست، ماهواره‌هاي خود را به اين مدار مي‌فرستند، اما درجات پرتاب آنها متفاوت است، لذا برخورد ماهواره‌ها بسيار بعيد است.

وي با تاكيد بر اين كه مدارهاي فضايي تا ارتفاعات بالا آزاد هستند ادامه داد: مدار 36 هزار كيلومتر كه محل استقرار ماهواره‌هاي زمين ثابت است تحت نظارت سازمان ملل متحد است و براي كشورهاي متقاضي نقطه مداري خاصي تعيين شده تا هر كشور ماهواره خود را در آن نقطه قرار دهد، زيرا به دليل ويژگي‌هاي اين مدار كه مناسبترين محل براي استقرار ماهواره‌ها بوده و ماهواره هميشه در يک نقطه ثابت بر فراز خط استوا قرار مي‌گيرد، ماهواره‌هاي زيادي براي استقرار در آن پرتاب مي‌شوند.

آژانس فضايي آمريكا (ناسا) روز گذشته از برخورد و انهدام يک ماهواره مخابراني متعلق به شرکت‌هاي خصوصي آمريکايي و يک ماهواره ارتباطاتي نظامي روسيه که ظاهرا هر دو از کار افتاده و غير فعال بوده‌اند خبر داد.

اين تصادف روز سه شنبه در ارتفاع حدود هشتصد کيلومتري فراز منطقه سيبري روي داد و توده‌اي از قطعات و ذرات بزرگ و کوچک دو ماهواره منهدم شده را در فضا پراکنده کرد.

کارشناسان گفته اند ممکن است پراکنده شدن قطعات و ذرات ناشي از اين تصادف مشکلاتي را براي ماهواره‌هاي ديگر ايجاد کند.

به گفته آنان، هر چند احتمال آسيب رسيدن به ايستگاه فضايي بين المللي اندک است اما ممکن است قطعات پراکنده در فضا خطراتي را براي تلسکوپ فضايي هابل و برخي ماهواره‌هاي مطالعاتي که در ارتفاع بالاتري حرکت مي کنند ايجاد کند.

همزمان، اقداماتي براي جست‌وجو و تشخيص محل حدود ششصد قطعه بزرگ و کوچک اين دو ماهواره در فضا آغاز شده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 16:49  توسط نوشیا  | 


در نخستين مورد از تصادف ماهواره‌يي، دو ماهواره در مدار زمين با يکديگر برخورد کردند.

به گزارش سرويس فن‌اوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، ناسا اعلام کرد که يک ماهواره مخابراني متعلق به شرکت هاي خصوصي آمريکايي با يک ماهواره ارتباطاتي نظامي روسيه، که ظاهرا از کار افتاده و غير فعال بوده است، برخورد کرده و هر دو ماهواره منهدم شده اند.

اين تصادف روز سه شنبه در ارتفاع حدود هشتصد کيلومتري فراز منطقه سيبري روي داد و توده‌اي از قطعات و ذرات بزرگ و کوچک دو ماهواره منهدم شده را در فضا پراکنده کرد.

کارشناسان گفته اند ممکن است پراکنده شدن قطعات و ذرات ناشي از اين تصادف مشکلاتي را براي ماهواره‌هاي ديگر ايجاد کند.

به گفته آنان، هر چند احتمال آسيب رسيدن به ايستگاه فضايي بين المللي اندک است اما ممکن است قطعات پراکنده در فضا خطراتي را براي تلسکوپ فضايي هابل و برخي ماهواره‌هاي مطالعاتي که در ارتفاع بالاتري حرکت مي کنند ايجاد کند.

همزمان، اقداماتي براي جست‌وجو و تشخيص محل حدود ششصد قطعه بزرگ و کوچک اين دو ماهواره در فضا آغاز شده است.

از سال 1957 که اتحاد شوروي سابق نخستين ماهواره ساخت بشر به نام «اسپونتيک - 1» را در مدار کره زمين قرار داد، تاکنون بيش از شش هزار ماهواره براي ماموريت هاي گوناگون توسط کشورها و شرکت هاي تجاري مختلف به فضا پرتاب شده که بسياري از آنها از کار افتاده و غير فعال شده اما همچنان در فضا شناورند.

امنيت ترافيک فضايي

به گفته کارشناسان، در حال حاضر چندين هزار قطعه بزرگ و کوچک ساخت بشر، شامل منبع سوخت موشک هاي فضا پيما، ماهواره هاي از کار افتاده و قطعات متعلق به ماهواره ها و موشک هاي منهدم شده، در مدار زمين سرگردان است.

کارشناسان فضايي گفته اند که تصادف اخير اهميت همکاري و هماهنگي بين المللي بيشتر در مورد مسيرهاي حرکت ماهواره ها و حفظ امنيت ترافيک فضايي را گوشزد مي کند.

ماهواره آمريکايي به وزن 560 کيلوگرم که در سال 1997 به فضا پرتاب شد يکي از شصت و شش ماهواره فعال و چند ماهواره يدکي متعلق به شرکت آمريکايي ايريديوم است که در مدار زمين قرار گرفته و در مجموع، شبکه به هم پيوسته‌اي را براي برقراري ارتباط تلفن ماهواره‌يي در سرتاسر جهان ايجاد مي کند.

سخنگوي ايريديوم، با اظهار اينکه ماهواره متعلق به اين شرکت مسوول تصادف روز سه شنبه نبوده، گفته است که اقدامات لازم براي جايگزين کردن ماهواره متلاشي شده با استفاده از ماهواره هاي يدکي صورت گرفته است.

گفته مي شود که ماهواره روسي به نام «کاسموس 2251»، نهصد و پنجاه کيلوگرم وزن دارد و در سال 1993 براي گردآوري اطلاعات نظامي به فضا پرتاب شد و احتمالا از پنج يا 10 سال پيش فعال نبوده است.

به نقل از منابع فضايي آمريکايي گزارش شده است که اين تصادف در همان مداري روي داد که يک ماهواره از کار افتاده متعلق به چين در ژانويه سال 2007 هدف موشک‌هاي چيني قرار گرفت و منهدم شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 16:45  توسط نوشیا  | 


 

http://www.khorasanzameen.net/images/rudaki.jpg


 


 
غزل رودکی وار، نیکو بود
غزلهای من رودکی وار نیست
اگر چه بپیچم به باریک و هم
بدین پرده اندر مرا راه نیست
"عنصری"


زندگینامه
رودکی، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.
از کودکی و چگونگی تحصیل او آگاهی چندانی به دست نیست. در 8 سالگی قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت.
َ
برخی می گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وی شاعری دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسی چندان است که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه می آورد.

رودکی از روزگار جوانی آوازی خوش داشت، در موسیقی و نوازندگی چیره دست و پر آوازه بود. وی نزد ابوالعنک بختیاری موسیقی آموخت و همواره مورد ستایش او بود، آن چنان که استاد در روزگار کهنسالی چنگ خود را به رودکی بخشید. رودکی در همان دوره شعر نیز می سرود. شعر و موسیقی در سده های چهارم و پنجم همچون روزگار پیش از اسلام به هم پیوسته بودند و شعر به همراه موسیقی خوانده می شد. شاعران بزرگ آنانی بودند که موسیقی نیز می دانستند.

از هم عصران رودکی ،منجیک ترمذی (نیمه دوم سده چهارم) و پس از او فرخی (429 ق) استاد موسیقی زمانه خویش بودند. شاعران، معمولاً قصیده هایشان را با ساز و در یکی از پرده های موسیقی می خواندند. هرکس که صدایی خوش نداشت یا موسیقی نمی دانست، از راوی می خواست تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکی، شعرش را با ساز می خواند .

رفته رفته آوازه رودکی به دربار سامانیان رسید و نصربن احمد سامانی (301 ـ 331 ق) او را به دربارفرا خواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن احمد به دربار سامانیان رفته بود، در آنجا بزرگترین شاعر دربار سامانی شد. در آن روزگار در محیط ادبی، علمی، اقتصادی و اجتماعی فرارود، آن چنان تحولی شگرف روی داده بود که دانش پژوهان، آن دوره را دوران نوزایی (رسانس) ایرانی می نامند.

بر بستر چنین زمینه مناسب اقتصادی، اجتماعی و برپایه دانش دوستی برخی از پادشاهان سامانی، همچنین با تلاش و خردمندی وزیرانی دانشمند و کاردان چون ابوالفضل بلعمی (330 ق) و ابوعلی محمد جیهانی (333 ق)، بخارا به صورت مرکز بزرگ علمی، ادبی و فرهنگی درآمد.

دربار سامانیان، محیط گرم بحث و برخورد اندیشه شد و شاعران و فرهنگمداران از راههای دور و نزدیک به آنجا روی می آوردند.
بهترین آثار علمی، ادبی و تاریخی مانند شاهنامه منصوری، شاهنامه ابوالمؤید بلخی (سده چهارم هجری)، عجایب البلدان، حدود العالم من المشرق الی المغرب در جغرافیا، ترجمه تفسیر طبری که چند تن از دانشمندان فراهم کرده اند، ترجمه تاریخ طبری از ابوعلی بلعمی، آثار ابوریحان بیرونی (440 ق) وابوعلی سینا (428 ق) در روزگار سامانیان پدید آمدند. دانشمندان برجسته ای مانند محمد زکریای رازی (313 ق) ابونصر فارابی (339)، ابوریحان بیرونی، ابوعلی سینا و بسیاری از شاعران بزرگ مانند فردوسی (410/416 ق) در این روزگار یا متأثر از آن برآمده اند.

بزرگترین کتابخانه در آن دوران در بخارا بود که ابوعلی سینا آن را دید و گفت که نظیر آن را هرگز ندیده است. تأثیر این تحول، نه تنها در آن دوره که در دوران پس از آن نیز پیدا است. رودکی فرزند چنین روزگاری است. وی در دربار سامانی نفوذی فراوان یافت و به ثروتی افزون دست یافت. نفوذ شعر و موسیقی او در دربار نصربن احمد چندان بود که داستان بازگشت پادشاه از هرات به بخارا، به خوبی بیانگر آن است.
هنگامی که نصربن احمد سامانی به هرات رفته، دیرگاهی در آن دیار مانده بود، هیچ کس را یارای آن نبود تا از پادشاه بخواهد که بخارا بازگردد؛ درباریان از رودکی خواستند تا او این وظیفه دشوار را بپذیرد.رودکی شعر پر آوازه « بوی جوی مولیان آید همی ـ یاد یار مهربان آید همی » را سروده است.
درباریان و شاعران، همه او را گرامی می داشتند و بزرگانی چون ابوالفضل بلعمی و ابوطیب مصعبی صاحب دیوان رسالت، شاعر و فیلسوف. شهید بلخی (325 ق) و ابوالحسن مرادی شاعر با او دوستی و نزدیکی داشتند.

گویند که وی از آغاز نابینا بود، اما با بررسی پروفسور گراسیموف (1970 م) بر جمجمه و استخوانهای وی آشکار گردید که در دوران پیری با فلز گداخته ای چشم او را کور کرده اند، برخی استخوانهایش شکسته بود و در بیش از 80 سالگی درگذشت.

رودکی گذشته از نصربن احمد سامانی کسان دیگری مانند امیر جعفر بانویه از امیران سیستان، ابوطیب مصعبی، خاندان بلعمی، عدنانی، مرادی، ابوالحسن کسایی، عماره مروزی و ماکان کاکی را نیز مدح کرده است.
از آثار او بر می آید که به مذهب اسماعیلی گرایش داشته است؛ شاید یکی از علتهای کور شدن او در روزگار پیری، همین باشد.

با توجه به مقاله کریمسکی، هیچ بعید به نظر نمی رسد که پس از خلع امیر قرمطی، رودکی را نیز به سبب هواداری از قرمطیان و بی اعتنایی به مذهب رایج زمان کور کرده باشند.

آنچه مسلم است زندگی صاحبقران ملک سخن ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکی سمرقندی در هاله ای از رمز و راز پوشیده شده است و با اینکه بیش از هزار و صد سال از مرگ او می گذرد، هنوز معماهای زندگی او حل نشده و پرده ای ابهام بر روی زندگی پدر شعر فارسی سایه گسترده است.

رودکی در پیری با بی اعتنایی دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعرهای دوران پیری او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بیان ناداری است. رودکی از شاعران بزرگ سبک خراسانی است. شعرهای اندکی از او به یادگار مانده، که بیشتر به صورت بیتهایی پراکنده از قطعه های گوناگون است.


سیری در آثار
کامل ترین مجموعه عروض فارسی، نخستین بار در شعرهای رودکی پیدا شد و در همین شعرهای باقی مانده، 35 وزن گوناگون دیده می شود. این شعرها دارای گشادگی زبان و توانایی بیان است. زبان او، گاه از سادگی و روانی به زبان گفتار می ماند.
جمله های کوتاه، فعلهای ساده، تکرار فعلها و برخی از اجزای جمله مانند زبان محاوره در شعر او پیداست. وجه غالب صور خیال در شعر او، تشبیه است.

تخیل او نیرومند است. پیچیدگی در شعر او راه ندارد و شادی گرایی و روح افزایی، خردگرایی، دانش دوستی، بی اعتبار دانستن جهان، لذت جویی و به خوشبختی اندیشیدن در شعرهای او موج می زند.

وی نماینده کامل شعر دوره سامانی و اسلوب شاعری سده چهارم است. تصویرهایش زنده و طبیعت در شعر او جاندار است. پیدایش و مطرح کردن رباعی را به او نسبت می دهند. رباعی در بنیاد، همان ترانه هایی بود که خنیاگران می خوانده اند و به پهلویات مشهور بوده است؛ رودکی به اقتضای آوازه خوانی به این نوع شعر بیشتر گرایش داشته، شاید نخستین شاعری باشد که بیش از سایر گویندگان روزگارش در ساختن آهنگها از آن سود برده باشد. از بیتها، قطعه ها، قصیده ها و غزلهای اندکی که از رودکی به یادگار مانده، می توان به نیکی دریافت که او در همه فنون شعر استاد بوده است.
معرفی آثار
تعداد شعرهای رودکی را از صدهزار تا یک میلیون بیت دانسته اند؛ آنچه اکنون مانده، بیش از 1000 بیت نیست که مجموعه ای از قصیده، مثنوی،قطعه و رباعی را در بر می گیرد. از دیگر آثارش منظومه کلیله و دمنه است که محمد بلعمی آن را از عربی به فارسی برگرداند و رودکی به خواسته امیرنصر و ابوالفضل بلعمی آن را به نظم فارسی در آورده است (به باور فردوسی در شاهنامه، رودکی به هنگام نظم کلیله و دمنه کور بوده است.)

این منظومه مجموعه ای از افسانه ها و حکایتهای هندی از زبان حیوانات فابل است که تنها 129 بیت آن باقی مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور سرود شده است؛ مثنویهای دیگری در بحرهای متقارب، خفیف، هزج مسدس و سریع به رودکی نسبت می دهند که بیتهایی پراکنده از آنها به یادگار مانده است. گذشته از آن شعرهایی دیگر از وی در موضوعهای گوناگون مدحی، غنایی، هجو، وعظ، هزل ، رثاء و چکامه، در دست است.

عوفی درباره او می گوید: " که چنان ذکی و تیز فهم بود که در هشت سالگی قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گرفت و معنای دقیق می گفت، چنانکه خلق بر وی اقبال نمودند و رغبت او زیادت شد و او را آفریدگار تعالی آوازی خوش و صوتی دلکش داده بود. از ابوالعبک بختیار بر بط بیاموخت و در آن ماهر شد و آوازه او به اطراف واکناف عالم برسید و امیر نصر بن احمد سامانی که امیر خراسان بود، او را به قربت حضرت خود مخصوص گردانید و کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسید.

 

 
زادگاه او قریه بنج از قراء رودک سمرقند است. یعضی او را کور مادر زاد دانسته اند و عقیده برخی بر آن است که در اواخر عمر نابینا شده است. وفات وی به سال 320 هـجری در زادگاهش قریه بنج اتفاق افتاده و در همان جا به خاک سپرده شده است.

رودکی در سرودن انواع شعر مخصوصاً قصیده، مثنوی ، غزل و قطعه مهارت داشته است و از نظر خوشی بیان در تاریخ ادبیات ایران پیش از او شاعری وجود ندارد که بتواند با وی برابری کند.

به واسطه تقرب به امیر نصر بن احمد سامانی (301-331) رودکی به دریافت جوائز و صله فراوانی از پادشاه سامانی و وزیران و رجال در بارش نائل گردید و ثروت و مکنتی زیاد به دست آورده است چنانکه به گفته نظامی عروضی هنگامی مه به همراهی نصر بن احمد از هرات به بخارا می رفته، چهار صد شتر بنه او بوده است.

علاوه بر دارا بودن مقام ظاهری رفعت پایه سخنوری و شاعری رودکی به اندازه ای است که از معاصران او شعرای معروفی چون شهید بلخی و معروفی بلخی او را ستوده اند و از گویندگان بعد از او کسانی چون دقیقی، نظامی عروضی، عنصری، فرخی و ناصرخسرو از او به بزرگی یاد کرده اند.

امروزه مردم این ناحیه در آسیاسی مرکزی بخصوص آنهایی که اهل سرایش و ادب هستند عشقی بسیار به او دارند و البته فردوسی بلند آوازه را بیشتر می پسندند و به اندیشمندان امروزی ایران همانند ارد بزرگ هم چنین احساس نزدیکی و خویشاوندی را دارند .


ویژگی سخن
سخنان رودکی در قوت تشبیه و نزدیکی معانی به طبیعت و وصف ،کم نظیر است و لطافت و متانت و انسجام خاصی در ادبیات وی مشاهده می شود که مایه تأثیر کلام او در خواننده و شنونده است. از غالب اشعار او روح طرب و شادی و عدم توجه به آنچه مایه اندوه و سستی باشد مشهود است و این حالت گذشته از اثر محیط زندگی و عصر حیات شاعر نتیجه فراخی عیش و فراغت بال او نیز می باشد. با وجود آنکه تا یک میلیون و سیصد هزار شعر بنا به گفته رشیدی سمرقندی به رودکی نسبت داده اند تعداد اشعاری که از او امروزه در دست است به هزار بیت نمی رسد.

از نظر صنایع ادبی گرانبهاترین قسمت آثار رودکی مدایح او نیست، بلکه مغازلات اوست که کاملاً مطابق احساسات آدمی است، شاعر شادی پسند بسیار جالب توجه و شاعر غزلسرای نشاط انگیز، بسیار ظریف و پر از احساسات است.

گذشته از مدایح و مضمون های شادی پسند و نشاط انگیز در آثار رودکی، اندیشه ها و پندهایی آمیخته به بدبینی مانند گفتار شهید بلخی دیده می شود. شاید این اندیشه ها در نزدیکی پیری و هنگامی که توانگری او بدل به تنگدستی شده نمو کرده باشد، می توان فرض کرد که این حوادث در زندگی رودکی، بسته به سرگذشت نصر دوم بوده است. پس از آنکه امیر قرمطی را خلع کردند مقام افتخاری که رودکی در دربار به آن شاد بود به پایان رسید.

با فرا رسیدن روزهای فقر و تلخ پیری، دیگر چیزی برای رودکی نمانده بود، جز آنکه بیاد روزهای خوش گذشته و جوانی سپری شده بنالد و مویه کند.

 

آرامگاه رودکی   در تاجیکستان


نمونه اشعار
زمانه پندی آزاد وار داد مرا ----- زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
به روز ِ نیک ِ کسان گفت تا تو غم نخوری ----- بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است
زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه ----- کرا زبان نه به بند است پای دربند است

***

اندر بلای سخت

ای آنکه غمگنی و سزاواری ----- وندر نهان سرشک همی‌باری
رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خیره چه غم داری؟
هموار کرد خواهی گیتی را؟----- گیتی‌ست، کی پذیرد همواری؟
مستی نکن که او نشنود مستی ----- رازی مکن که نشنود او زاری
شو، تا قیـامت آیـد زاری کن! ----- کی رفته را به زاری باز آری؟
آزار بیـش بیـنی زیـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بیـازاری
گوئی گماشته است بلائی او ----- بر هر که تو بر او دل بگماری
ابری پدیدنی و کسوفی نی ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاری
فرمان کنی و یا نکنی ترسم ----- بر خویشتن ظفر ندهی باری
اندر بلای سخت پدیـد آید ----- فضل و بزرگمردی و سالاری

***


 


کلیله و دمنه رودکی
مهمترین کار رودکی به نظم در آوردن کلیله و دمنه است، متاسفانه این اثر گرانبها مانند سایر آثار و مثنویهای رودکی گم شده است و از آن جز ابیاتی پراکنده در دست نیست. از ادبیات پراکنده ای که از منظومه کلیله و دمنه و سایر مثنویهای رودکی باقی مانده است می توان فهمیند که صاحبقران ملک سخن لقبی برازنده او بوده است. در شعر او قوه تخیل، قدرت بیان، استحکام و انسجام کلام همه با هم جمع است و بهمین دلیل در دربار سامانیان، قدر و مرتبه ای داشت که شاعران بعد از او همیشه آرزوی روزگار او را داشتند.


برگرفته از : سایت دانشگاه پیام نور بیجار

http://pnubijar.ac.ir/blog/?p=817


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 16:41  توسط نوشیا  |